السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )

37

قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )

أَنَا مِنَ الضَّالِّينَ ؛ « 1 » كارى را كه كرده بودى از تو سر زد و [ به خدايى ما ] كافر شدى » موسى عليه السّلام در پاسخ فرعون فرمود : آن كار را هنگامى انجام دادم كه راه را گم كردم و بى خبر وارد يكى از شهرهاى تو شدم « فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لِي رَبِّي حُكْماً وَ جَعَلَنِي مِنَ الْمُرْسَلِينَ ؛ « 2 » آنگاه چون از شما ترسيدم از شما گريختم سپس پروردگارم به من حكمت بخشيد و مرا از پيامبران گردانيد » . [ پس معلوم شد كه مقصود از كلمهء ضالين در آيه ، اين نيست كه موسى گمراهى فكرى و عملى دارد بلكه مقصود اين بود كه موسى عليه السّلام راه خود را گم كرد و به اشتباه وارد يكى از شهرهاى سرزمين فرعون شد ] همانگونه كه خداوند دربارهء حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرموده است : « أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فَآوى ؛ « 3 » آيا [ خداوند ] تو را يتيم نيافت و سروسامانت داد » « وَ وَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدى ؛ « 4 » و تو را گمراه يافت و راهنمايى نمود » . مقصود از گمراهى حضرت محمّد اين است كه آن حضرت از نظر كافران و مشركان قومش ، گمراه محسوب مىشد و خداوند قوم حضرت محمّد را هدايت نمود تا آن حضرت را به خوبى بشناسند و به او ايمان آورند « وَ وَجَدَكَ عائِلًا فَأَغْنى ؛ « 5 » و تو را تهيدست يافت و بىنيازت كرد » يعنى با برآورده نمودن دعايت ، تو را [ از ديگران ] بىنياز كرد . مأمون در ادامه پرسيد : معناى اين سخن خداوند چيست كه « وَ لَمَّا جاءَ مُوسى لِمِيقاتِنا وَ كَلَّمَهُ رَبُّهُ قالَ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ قالَ لَنْ تَرانِي ؛ و چون موسى به ميعاد ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت ، [ موسى ] گفت : پروردگارا ، خود را به من

--> ( 1 ) . سوره شعرا / 20 و 21 . ( 2 ) . سوره شعرا / 20 و 21 . ( 3 ) . سوره ضحى / 6 و 7 و 8 . ( 4 ) . سوره ضحى / 6 و 7 و 8 . ( 5 ) . سوره ضحى / 6 و 7 و 8 .